یه برنامه ای راه انداخته ایم که می خواهد با رودربایستی کمتر، سایه و روشن های ورزش ایران را بازگو کند برای اینکه با بقیه برنامه یک تفاوت مهم داشته باشد یک وبلاگ دارد ( اینجا ) ، ممکن است بگویید برو بابا دلت خوشه ! اگر راست میگی بیا راجع به فلان موضوع و فلانی بگو و یا اگر راست میگید بیا انتقادات ما را پخش کن و .... برای امتحان ما هم که شده اول به وبلاگ برنامه تشریف ببرید و بعد هم شنبه شب ساعت ده شب ( ۲۲ ) بیایید روی خط برنامه و کامنت وبلاگ و در جریان بحث سهیم شوید مثلا این هفته یعنی سیزده تیر ماه که بحث ما فوتباله ( از همه چی اون از مچ بند تا ... ) نشانی ما اینه :
شنبه ها ساعت ۲۲ رادیو گفت و گو موج اف ام ردیف ۹/۱۰۳مگاهرتز - تلفن مستقیم برنامه ۲۲۰۱۳۵۵۲
+ نوشته شده در یازدهم تیر 1388ساعت 20:1  توسط مازیار ناظمی
|
شبکه رادیویی ورزش بمناسبت تولدش ، ویژه برنامه داشت ، امسال خوشبختانه ! زنگی هم به ما زدند تا نظرم را بگم ، به دوستی که این درخواست را داشت گفتم نقد کنم یا مجیز گویی باشد فرمودند: نقد سازنده ... 5 دقیقه وقت به ما رسید ... اما چه گفتم ، اول که خوب این شبکه ، تنها رسانه اختصاصی شنیداری برای ورزش است و در خاورمیانه مانند آن نداریم ( چرا که نگاهی بیندازید بیشتر کشورها مانند الجزیره قطر و سعودی اسپورت و یا همین دوبی اسپورت ، چند کانال ورزشی تصویری دارند ) امروز رادیو ورزش را ورزشیها گوش میکنند و به نوعی اعتبار زیادی دارد وبنده نمره قبولی بین 12 تا 15 می دهم ! ولی پنج نمره اخر که رادیو ورزش ( و به نظر من بیشتر برنامه های ما) نیاز دارند عبارتند از :
1. حضور شبکه ها در فضای وب ، نمای کارمندی دارد، یعنی اسمش این است که یک سایت داریم حالا چند به چند وقت آپ میشود بماند البته رادیو ورزش اینطور نیست منتها طراحی سایت ان ضعفهای جدی دارد مثلا بخش خبرهای تولیدی شبکه دیده نمیشود یا بخش همکاران افتخاری و یا باشگاه شنوندگان برای مشارکت بهتر و بیشتر وجود ندارد که این اشکال جدی است ، قسمتهایی نظیر داشتن پادکست هم در مراحل بعد مطرح میشود
2. سرعت و شفافیت در انعکاس رویدادهای ورزشی در این شبکه نمره خوبی دارد ولی نکته مهم طرح دیدگاههای گوناگون است که با توجه به باز بودن خطوط قرمز در ورزش ، برنامه ساز می تواند بدون ملاحظات و باج دهی های متعارف و تملق گویی رایج ، مسایل را با روشهای زنده و واقعی مورد بررسی قرار دهد ( کاری که برنامه نود میکرد )
3. نکته اخری که وقت شد بگم ، گفتمان است ! یعنی طرح ازاد و بی پروای تمامی مسایل ورزش ایران و نداشتن سقف معین برای گفتمان در برنامه های شبکه ورزش ، برنامه ساز باید با درک تشنگی جامعه ایرانی برای دانستن در حوزه ورزش ، از برگزاری تربیونهای آزاد در این زمینه ابایی نداشته باشد ( این آخری را در شبکه گفت و گو راه انداخته ام که بزودی خبر رسانی میکنم )
اینجا که رسیدیم وقت تمام شد.رادیو ورزش ظرفیت بالایی دارد که با مدیریت با تجربه آن، توان رسیدن به پنج نمره اخر را هم دارد .
هزینه خروج رادیو ورزش از پیله ده ساله
+ نوشته شده در دهم تیر 1388ساعت 19:2  توسط مازیار ناظمی
|
تهدید فعلا دوستانه ! رئیس کمیته تربیت بدنی مجلس ، مبنی بر کنار رفتن کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ، نوید روزهای خوبی را نمی دهد ، حتما دوستان قانونگذار در مجلس در جریانند که تشکیلات فوتبال ایران صاحب دارد و 74 عضو مجمع با استناد به قانون اساسی فوتبال که همان اساسنامه مورد تایید فیفاست ، می توانند رئیس فوتبال ایران را عزل و یا حکم به ابقای او دهند .بنابراین دخالت غیر فوتبالیها چه معنایی پیدا میکند.ایا مصائب هجده ماه تعلیق فوتبال ایران را به دلیل دخالت غیر فوتبالیها از یاد برده ایم ؟ .... برای کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال از این ناحیه هیچ اتفاقی نمی افتد مگر اینکه خودش نخواهد و یا نخواهند ! .... خاطرم هست قبل از اعزام تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی المان ، روزی دوستان کمیته تربیت بدنی مجلس هفتم آمدند سر تمرین ، در حالیکه امیر رضا خادم که یک المپین محسوب میشود تنها نظاره گر تمرینات بود ، یکی از اعضای کمیته که دست بر قضا تخصصش هم اقتصاد است به برانکو می گفت توان بدنی بچه ها باید بالا برود و مقابل مکزیک باید اینطور باشیم و مقابل پرتغال آنطور باشید و .... بنده خدا برانکو ایوانکوویچ هم مات ومبهوت، عمیقا تو فکر بود ! ... لابد حدس می زنید تو چه فکری ...

+ نوشته شده در نهم تیر 1388ساعت 17:28  توسط مازیار ناظمی
|
مقاله ای نوشتم با عنوان دیپلماسی یوتیوب و از این رسانه به عنوان یکی از ظرفیتهای خوب یاد کرده ام متن کامل ان در ماهنامه تخصصی رادیو موجود است می توانید
اینجا مطالعه کنید
+ نوشته شده در نهم تیر 1388ساعت 12:40  توسط مازیار ناظمی
|
به دوستان و همکاران عزيز در شبکه راديويي ورزش ، وارد شدن به يازدهمين سال فعاليت را تبريک ميگم راديو ورزش تنها رسانه شنيداري تخصصي ورزش ايران است که مباحث گسترده ورزش را پوشش مي دهد.يکي از نقدهايي که من به آن دارم اين است که عمر برخي گردانندگان آن با سنين مخاطبان اغلب جوانشان همراهي نميکند ! .... به همه اين عزيران خسته نباشيد ميگم و انشاالله موفق باشند
+ نوشته شده در هشتم تیر 1388ساعت 16:4  توسط مازیار ناظمی
|
برد با شکوه برزیل در مقابل امریکا و فتح جام کنفدراسیونها ...


+ نوشته شده در هشتم تیر 1388ساعت 1:44  توسط مازیار ناظمی
|
در پست قبلی برخی موارد کلی را بررسی کردیم حال برخی نکات جالب دیگه را با هم ببینیم :
مقایسه شیوه و محتوا
خبر نوشتاری با خبرگفتاری تفاوت دارد ؛ اما نباید این تفاوت را بیش از حد بزرگ کرد.خبر رادیو و تلویزیون برای عده ای که معتقدند این نوع خبر محتوای زیادی ندارد ، دستاویز خنده بوده است ؛ اما برتری شبکه های خبری و تعطیلی بسیاری از روزنامه ها باعث شده روش نگارش در روزنامه ها تغییر کند. یکی از اين تغییرات، انتخاب نگارشی است که زیاد رسمی نیست. این نگارش جدید به هیچ وجه نگارش رادیو و تلویزیونی نیست ؛ اما به هر حال گرایشی درآن جهت است. محتوا باید جدا از شیوه نگارش بررسی شود. انتخاب خبرها، اندازه آنها و عناوین خبرها فاکتورهایی جدا از شیوه نگارش است . می توان گفت که ساده نویسی برای خبرهایی که ساختاری ساده دارد ، مناسب تر است. به عنوان مثال کلمه های کوتاه یک سیلابی برای گفتن حادثه تصادف شهردار خیلی مناسب تر است تا اعلام تسلیم بودجه شهر از سوی او. هنر نگارش در خبر مربوط به تصادف آشکار نمی شود بلکه ساده تعریف کردن خبر بودجه شهر است که هنر نویسنده را نشان می دهد. اگر خبرهای تلویزیون ساده تر از خبرهای روزنامه است ، این دلیل بر واردتر بودن نویسنده های تلویزیونی نیست. برتری در خبرنویسی یعنی توانایی در ارائه خبرهای پیچیده به شکل واضح، چه در تلویزیون و چه در روزنامه.
مقایسه لید در روزنامه، رادیو و تلویزیون
روزنامه:
اگر لید جمع بندی بتواند مهمترین عناصر خبر را به خواننده ارائه دهد ،بهترین لید است: چه کسی درگیر موضوع است، چه اتفاقی افتاده، کجا، کی ، چرا، و چگونه این اتفاق افتاده است؟ اگرذکر همه عناصرخبری باعث شلوغ شدن جمله لید می شود، عناصرکم اهمیت تر در جمله های بعد ذکر می شود. لید مناسب 35 کلمه یا کمتر است.
رادیو:
لید 35 کلمه ای بلند است؛ نصف این تعداد بهتر است. معمولا فقط بخشی از شش عنصرخبری در لید استفاده می شود؛ چرایی و چگونگی به پاراگرافهای بعدی منتقل یا اگر خبر کوتاه باشد کلا حذف می شود. شنونده می داند که خبرهای روز را می شنود، بنابر این زمان حذف می شود ؛مگر آنکه ذکر آن اهمیت خاصی داشته باشد.
تلویزیون:
شبیه رادیو است.
+ نوشته شده در هفتم تیر 1388ساعت 18:52  توسط مازیار ناظمی
|
این کار تحقیقی برای دوستان علاقمند مباحث خبری می تواند جالب باشد :
مکتوب نویس ها وقتی شروع به نوشتن خبر رادیو و تلویزیونی می کنند همان اول راه به مشکل برمی خورند. چون سالها در دانشگاه و در دنیای خبر به زبان مکتوب نوشته اند و خیلی سخت است که به زبان گفتاری بنویسند، غافل از اینکه زبان رادیو و تلویزیون خیلی به زبانی که حرف می زنند نزدیک است!
شیوه خبرنویسی روزنامه ای
در روزنامه خبر طوری نوشته می شود که بتوان به راحتی آن را ازآخر کوتاه کرد. به قول قدیمی های روزنامه، صفحه کاغذ کش نمی آید و هر چیزی که اضافه آمد باید قیچی شود. این روش نوشتاری که به هرم وارونه معروف است به زمان جنگ داخلی آمریکا باز می گردد. در آن زمان خبرنگارها از ترس اینکه مبادا خط تلگراف وسط گزارش قطع شود مهمترین قسمت خبر را در ابتدا می گفتند و بقیه خبر را به ترتیب اولویت و ارزش در ادامه ذکر می کردند. خواندن روزنامه نیز از هرم وارونه پیروی می کند. خواننده نگاهی به تیتر خبرها می اندازد، اگر تیتربرایش جالب بود می رود سراغ پاراگراف اول، اگر آن هم جالب بود به خواندن ادامه می دهد. خواننده ای که خبر را تا آخر نمی خواند درست مثل ویراستاری است که آخر خبر را کوتاه می کند و آن را دور می اندازد.
شیوه خبر نویسی رادیویی
خبردر رادیو به نوبت پخش می شود. شنونده باید اول خبر اول را بشنود بعد خبر دوم!خبر هشتم بعد از هفت خبر اول پخش می شود، که در واقع به این معناست که هفت خبر اول طوری انتخاب شده است که برای بیشتر شنونده ها جذاب باشد و اندازه خبرها نیز طوری است که از این جذابیت کم نمی کند.علاوه بر انتخاب خبرها و اندازه آنها، طول جمله ها و انتخاب واژه ها نیزدر خبر رادیو مهم است. شنونده نمی تواند جمله ها را یکبار دیگر بشنود تا معنی آنها را متوجه شود. به قول معروف چشم ها می توانند به عقب برگردند اما گوشها فقط می توانند همراه صدای گوینده جلو بروند.
شیوه خبر نویسی تلویزیونی
خبر نویسی تلویزیونی خیلی شبیه رادیو است، چون بیننده نمی تواند برگردد و دوباره به جمله ها گوش کند. بیننده نیز مثل شنونده همیشه حواسش به خبر نیست. در تلویزیون کار وقتی سخت تر می شود که تصاویر و واژه ها دست به دست هم می دهند و بسته ای به نام voice over درست می کنند. در یک خبر ایده ال تلویزیونی، نویسنده متن خبررا بعد از مشاهده تصاویر می نویسد. در این روش ابتدا تصاویر ویرایش ، یا شکل ویرایش آنها مشخص می شود و متن بر اساس این تصاویرنوشته می شود. اما در عمل این روش به ندرت استفاده می شود. با وجود این، خبرنویس دقیق، تصاویر موجود را قبل از نوشتن خبر به ذهن می سپارد و در نهایت تصاویر بر اساس جمله های نوشته شده ویرایش می شود. در تلویزیون علاوه بر مشکلات معمولی خبرنویسی مانند لید و توالی زمان وقایع، کلمه ها باید به شکلی به تصاویر مربوط باشند. اگر تصاویر و کلمه ها یکدیگر را تایید نکنند مطمئن باشید با هم سر جنگ خواهند داشت! اگر كلمه ها يك چيز بگويد و تصاوير چيز ديگري نشان بدهد، بیننده چيز زيادي متوجه نخواهد شد.تقریبا همه اطلاعات جدید را متن خبرارائه می دهد. اما این تصاویر است که در بیننده تاثیر مي گذارد، تصاویراست که در ذهن می ماند.
voice over : صدای بیرون از صحنه ، مثل گفتار برنامه ، وقتی گوینده بدون تصویر گویندگی میکند
+ نوشته شده در پنجم تیر 1388ساعت 9:42  توسط مازیار ناظمی
|
دانشجویان مرکز ۴۱ ، درس اصول وتکنیکهای روابط عمومی ، نمراتش اعلام شده ، تحقیقتان هم در دفتر دانشکده هست .ممنون از زحمات همه شما
+ نوشته شده در پنجم تیر 1388ساعت 9:30  توسط مازیار ناظمی
|
علی کریمی و مهدی مهدوی کیا از تیم ملی خداحافظی کردند ، هر چند مثل همیشه مراسم در خور توجهی برای وداع بهترینهای ایران ظرف حداقل یک دهه اخیر برگزار نشد ، ولی مچ بند های سبز انها ، سیاسی ترین تیم ملی ایران را در سالهای اخیر به نمایش گذاشت . ورود ورزشکاران ایران به عرصه سیاست پدیده جدیدی نیست ولی به زعم بنده در طول این سالها ، ورزشکار تاثیر گذاری در عرصه سیاست ندیده ایم که یکی از علل مهم انهم ناپختگی قهرمانان و ورزشکاران ما برای ورود به عرصه بازیهای سیاسی است.نگاهی به اسامی قهرمانان حاضر در میادین سیاسی روشنگر این مطلب است که اغلب فقط شهرت انها مورد استفاده قرار گرفته است و خود منشا تحول و تولید اندیشه ای نبوده اند..... حرکت اخیر بازیکنان تیم ملی هم نمونه ای دیگر از ناپختگی انها در عرصه سیاست است ..... در چارچوب مسایل ورزشی و فوتبال حرفه ای این نظر بنده است ... در شرایطی که صعود تیم ملی به عرصه رقابتهای جام جهانی می تواند موجب غرور ملی برای همگان شود، برخی بازیکنان تیم ملی با تشکیل جلسات شبانه در اردوی تیم ملی به جای تمرکز بر روی بازی مهم و سرنوشت ایران و کره جنوبی ، به مسایل دیگر پرداختند که به نوعی نادیده گرفتن حقوق بخشی از مردم به عنوان صاحبان اصلی تیم ملی است .سوال من این است آیا این تیم ملی تنها سهم یک رنگ است و یا دیگران هم می توانند در رنگهای مچ دست بازیکنان سهمی داشته باشند و یا همانطور که طرفدران یک رنگ خوشحال می شوند طرفداران سایر رنگها در مقابل این رفتار بازیکنان تیم ملی ، چه باید بکنند ؟ .....جالبتر اینکه یکی از همین ملی پوشان در مصاحبه ای در جواب سوال من در خصوص برکناری دایی ، می گوید من بازیکن تیم ملیم و تنها به صعود تیم ملی فکر میکنم و آنوقت ....به نظر من ، از منظر آسیب شناسی ؛ مهمترین کمبود فوتبال ایران که به قول مجید جلالی از سال 1996 دچار سیر نزولی شده و تا امروز هم ادامه دارد ، نبود تفکر حرفه ای است که هر روز به شکلی نمود پیدا میکند.

+ نوشته شده در سوم تیر 1388ساعت 19:22  توسط مازیار ناظمی
|