تبليغاتX
MAZIAR NAZEMI

MAZIAR NAZEMI

خبری - ورزشی - آموزشی

عید غدیر خم مبارک

دارم به پیشواز پست هزار می روم !
+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1388ساعت 22:5  توسط مازیار ناظمی   | 

کامران پرسپولیسی

کامران نجف زاده دوست و همکار عزیز، از جمله پرسپولیسهای یک آتشه ! است . امروز اتفاقی کار یکی از همکاران و دوستان را نگاه می کردیم ، عکسی هم از کامران آنجا بود به همراه یکی از اقطاب ( جمع قطب ) آبیها یعنی ناصر حجازی ، هیبت کامران در دهه هفتاد هم دیدنی است  

                        محسن خمارلو ( خبرنگار کیهان ورزشی + ناصر حجازی + کامران نجف زاده

+ نوشته شده در  دهم آذر 1388ساعت 21:27  توسط مازیار ناظمی   | 

به قطبی فرصت بیهوده ندهیم

باخت تحقیر امیز تیم ملی مقابل اردن ، موضوعی است که قطبی باید پاسخگوی ان باشد ، تکنیک های تبلیغاتی وعده و وعید ... دیگر اثر ندارد ، اقای قطبی شنیده که ما با این کلمات دچار خلسه ورزشی ! می شویم ولی دیگه نه اینقدر ! ادعای بزرگ ایشان مبنی بر قهرمانی در جام ملتهای آسیا ، فقط فرصت سوزی برای فوتبال ایران و سهم گیری قطبی از گرده این فوتبال است ، مسایلی که ایشان یاداوری میکنند مثل نیامدن تیمهای بزرگ و نبود برخی امکانات و ... که اظهر من الشمس است و نیازی نیست که حتما سرمربی تیم ملی باشی تا این موارد را بدانی ! آقای قطبی حتما مطالعه لازم را روی شرایط تیم ملی داشته و این مسئولیت را قبول کرده است ... به نظرم کمیته فنی فدراسیون فوتبال در جلسه ای اضطراری با قطبی برنامه های او را بررسی و در صورت نیاز تا فرصت از دست نرفته ، برای هدایت تیم ملی فکر بکری بکند ، هر چند شنیده ام در طبقات فدراسیون فوتبال ، زمزمه تغییر به سمت اتاق آقای رئیس در حرکت است

پ. ن : دیدگاه من با تعابیر مختلفی همراه شد ... این یک تحلیل است همین ... نه حکم برکناری است و نه دخالت در تصمیم کمیته فنی ... بنده هم به عنوان یک علاقمند فوتبال بر اساس شواهد نظرم را گفتم

پایان نتایج ناپلئونی امپراتور

كاري نكنيد تا دوباره فوتبال ايران تعليق شود

+ نوشته شده در  دوم آذر 1388ساعت 11:59  توسط مازیار ناظمی   | 

خداحافظی یک مدیر توانمند

دقیقا ۲۲ سال قبل رفتم مرکز کرمان برای تست گزارش تلویزیونی ، اون موقع ۱۷ ساله بودم با کلی امید وعلاقه ، یه سه ساعتی روی صندلی پشت در استودیو نشستم تا نوبت من شود ، هر کس هم رد میشد به سبک بیشتر ادمهایی که می خواهند کار پیدا کنند، بلند میشدم در نهایت چخلصی! سلام میکردم و پیش خودم میگفتم حتما کار من دست ایشونه .... شدم گزارشگر تلویزیون، برنامه چشم سوم ، دو روز بعد زنگ زدن و گفتند نمی خوای تست رادیو هم بدهی ... یاد اون چند ساعت نشستن روی صندلی افتادم ولی چه میشد کرد من گزارشگری را دوست داشتم ، تست رادیوی منهم قبول شد و عصر همان روز صدای ما از برنامه جنگ جوان پخش شد .... رادیو کرمان مدیری داشت بنام حسن محمدیان ، ساده و شریف و دلسوز ، توصیه پذیر هم نبود ، واقعا اگر جوانی استعدادی داشت شرایط را برای رشد او مهیا می کرد ، من رشد و حضورم در صداو سیما را مدیون همین شیوه تفکر و عمل ایشان هستم .... رشته همکاری و رفاقت ما با مهندس محمدیان ۲۲ سال به طول کشید و بهترین سالهای ان هم در رادیو گفت و گو و زمان مدیریت ایشان رقم خورد ...شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ، روز بازنشستگی مهندس بود ، در واقع اخرین روز حضور در رادیو ، همانطور که همیشه بود، جدی و با برنامه حتی در اخرین روز کاری در دفترش حضور داشت ، ساعتی را نشستیم به یاد روزهای گذشته حرف زدیم ، قسمت این بود در این مراسم خودمانی هم باز بچه های قدیم مرکز کرمان دور هم باشند. به سهم خودم از تلاشهای مدبرانه و دلسوزانه ایشان تشکر میکنم و جایشان در رادیو خالی است.

+ نوشته شده در  یکم آذر 1388ساعت 10:53  توسط مازیار ناظمی   |