خبری - ورزشی - آموزشی
کامران نجف زاده دوست و همکار عزیز، از جمله پرسپولیسهای یک آتشه ! است . امروز اتفاقی کار یکی از همکاران و دوستان را نگاه می کردیم ، عکسی هم از کامران آنجا بود به همراه یکی از اقطاب ( جمع قطب ) آبیها یعنی ناصر حجازی ، هیبت کامران در دهه هفتاد هم دیدنی است

باخت تحقیر امیز تیم ملی مقابل اردن ، موضوعی است که قطبی باید پاسخگوی ان باشد ، تکنیک های تبلیغاتی وعده و وعید ... دیگر اثر ندارد ، اقای قطبی شنیده که ما با این کلمات دچار خلسه ورزشی ! می شویم ولی دیگه نه اینقدر ! ادعای بزرگ ایشان مبنی بر قهرمانی در جام ملتهای آسیا ، فقط فرصت سوزی برای فوتبال ایران و سهم گیری قطبی از گرده این فوتبال است ، مسایلی که ایشان یاداوری میکنند مثل نیامدن تیمهای بزرگ و نبود برخی امکانات و ... که اظهر من الشمس است و نیازی نیست که حتما سرمربی تیم ملی باشی تا این موارد را بدانی ! آقای قطبی حتما مطالعه لازم را روی شرایط تیم ملی داشته و این مسئولیت را قبول کرده است ... به نظرم کمیته فنی فدراسیون فوتبال در جلسه ای اضطراری با قطبی برنامه های او را بررسی و در صورت نیاز تا فرصت از دست نرفته ، برای هدایت تیم ملی فکر بکری بکند ، هر چند شنیده ام در طبقات فدراسیون فوتبال ، زمزمه تغییر به سمت اتاق آقای رئیس در حرکت است
پ. ن : دیدگاه من با تعابیر مختلفی همراه شد ... این یک تحلیل است همین ... نه حکم برکناری است و نه دخالت در تصمیم کمیته فنی ... بنده هم به عنوان یک علاقمند فوتبال بر اساس شواهد نظرم را گفتم
دقیقا ۲۲ سال قبل رفتم مرکز کرمان برای تست گزارش تلویزیونی ، اون موقع ۱۷ ساله بودم با کلی امید وعلاقه ، یه سه ساعتی روی صندلی پشت در استودیو نشستم تا نوبت من شود ، هر کس هم رد میشد به سبک بیشتر ادمهایی که می خواهند کار پیدا کنند، بلند میشدم در نهایت چخلصی! سلام میکردم و پیش خودم میگفتم حتما کار من دست ایشونه .... شدم گزارشگر تلویزیون، برنامه چشم سوم ، دو روز بعد زنگ زدن و گفتند نمی خوای تست رادیو هم بدهی ... یاد اون چند ساعت نشستن روی صندلی افتادم ولی چه میشد کرد من گزارشگری را دوست داشتم ، تست رادیوی منهم قبول شد و عصر همان روز صدای ما از برنامه جنگ جوان پخش شد .... رادیو کرمان مدیری داشت بنام حسن محمدیان ، ساده و شریف و دلسوز ، توصیه پذیر هم نبود ، واقعا اگر جوانی استعدادی داشت شرایط را برای رشد او مهیا می کرد ، من رشد و حضورم در صداو سیما را مدیون همین شیوه تفکر و عمل ایشان هستم .... رشته همکاری و رفاقت ما با مهندس محمدیان ۲۲ سال به طول کشید و بهترین سالهای ان هم در رادیو گفت و گو و زمان مدیریت ایشان رقم خورد ...شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ، روز بازنشستگی مهندس بود ، در واقع اخرین روز حضور در رادیو ، همانطور که همیشه بود، جدی و با برنامه حتی در اخرین روز کاری در دفترش حضور داشت ، ساعتی را نشستیم به یاد روزهای گذشته حرف زدیم ، قسمت این بود در این مراسم خودمانی هم باز بچه های قدیم مرکز کرمان دور هم باشند. به سهم خودم از تلاشهای مدبرانه و دلسوزانه ایشان تشکر میکنم و جایشان در رادیو خالی است.