تبليغاتX
MAZIAR NAZEMI

MAZIAR NAZEMI

خبری - ورزشی - آموزشی

خبر تلویزیون - نوشتن برای تصویر

یک قاعده کلی ، خبر تلویزیون بر اساس تصویر نوشته می شود . دبیر خبر ابتدا تصویر را می بیند و سپس خبر را تنظیم و ویرایش میکند ، اول می بینیم و بعد می شنویم پس تصویر قوی تر ( تاثیر گذار تر ) از کلمه است اگر تصاویر مربوط به متن نباشد مخاطب تصاویر را در یاد دارد ولی متن ( خبر ) شما را از یاد می برد بنابراين اطلاعات ارائه شده در متن فراموش خواهد شد.اگر تصوير پيام خود را مي رساند نياز به توضيح اضافه نيست. بايد چيزهايي گفت كه تصوير را تكميل كند. تصوير و متن بايد دقيقا سينك باشد نمی شود خبر یک موضوع را بگوید و تصویر چیز دیگری ... ذکر یک خاطره ! ... چند سال قبل در بخش بامدادی خبری داشتیم با این مضمون که اسفناج ، آهن بدن را زیاد میکند ، تهیه کننده که خبر را میگیرد معمولا چند کلید واژه را به سیستم ارشیو می دهد برای جستجوی تصاویر ، از جمله آهن ... تصویر به پخش میرود ، زمان پخش خبر اسفناج که می رسد ، سردبیر بر روی تلویزیون پیش نمایش (  Preview ) قبل از پخش ان ، تصویر چند دستگاه تریلی را می بیند که کارگران برروی آن اهن خالی میکنند ! سئوال میکند این چیه؟ تهیه کننده هم می گوید در خبرتان آهن بود دیگه !؟ .... تلويزيون تركيبي از صدا و تصوير است. نبايد صدا را فراموش كرد. اگر تيمي قهرمان و برنده جام شده است بايد صداي تشويق تماشاچيان شنيده شود.صدا، تصوير، گرافيك و.. در خدمت خبر هستند و در نهايت بايد خبر به بهترين شكل به اطلاع مخاطب برسد. نبايد اصل خبرقرباني اين ابزارها شود ، برای مطالعه بیشتر (  اینجا )

                               عکس تزئینی است

+ نوشته شده در  هفدهم آبان 1388ساعت 10:41  توسط مازیار ناظمی   | 

پرونده ای برای رادیو گفت و گو

به جرات می توانم بگویم یکی از حوادث مهم رسانه ای ایران ، راه اندازی رادیو گفت و گو بود ، پرونده این رادیو را می توانید اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1388ساعت 9:35  توسط مازیار ناظمی   | 

میلاد امام رضا ( ع ) مبارک

صمیمانه تبریک میگم به همه شما دوستان و رهگذران گرامی
+ نوشته شده در  هشتم آبان 1388ساعت 9:19  توسط مازیار ناظمی   | 

اجرای خبر به عنوان تولید تلویزیونی

مطلب ارزشمندی از استاد میر فخرایی در سایت مدرسه همشهری
+ نوشته شده در  ششم آبان 1388ساعت 23:32  توسط مازیار ناظمی   | 

ورزش یک صنعت است

جمعه در برنامه توپ طلایی ، صحبتهای محمد دادکان رئیس سابق فدراسیون فوتبال را نگاه میکردم از جمله تاکید ایشان بر سپردن امور ورزش به پیشکسوتان و اهالی ورزش ... خود من با این ایده موافقم ،منتها مدیر ورزشی که کسب وکار را بشناسد ... بیایید قبول کنیم امروز ورزش یک صنعت و یک کسب و کار بزرگ است و حجم مالی  که در آن  وجود دارد قابل ملاحظه است ، به نظر من، مدیریت صحیح می تواند همه چیز را سامان دهد و ورزش هم در ذات خودش موردنیاز مملکت است و از دید هزینه و فایده ملی، باید به بخش هایی از آن نگاه کرد.ما باید در اقتصاد ورزش خودمان این نگاه را دنبال کنیم ، قبول کنید تا موقعی که دوستانی که آنجا مدیر هستند، بگویند ما یک مسئولیت اجتماعی داریم. باید کمک کنیم، حمایت کنیم و ...اینها چیز بدی نیست، ولی فرهنگ کسب و کار شکل نمی گیرد. یعنی تا وقتی من احساس نکنم وقتی دارم یک باشگاه را اداره می کنم، دارم یک بنگاه اقتصادی را اداره می کنم باید سود کنم باید درآمد داشته باشم. نمی توانیم بگوییم اقتصاد حرفه ای ورزش...از زبان بسیاری از مدیران ورزشی شنیده ام که می گویند هدفشان سود آوری نیست ! این جمله خطرناک است ...من با سپردن پستهای مدیریتی ورزش به قول اقای دادکان به پیشکسوتان و خاک خورده های صرفا ورزشی مخالفم چرا که  پیشکسوتهای ما فقط می توانند خصایص پهلوانی و قهرمانی را ترویج کنند ولی نمی توانند کسب و کار ورزش را سودآور کنند.

+ نوشته شده در  سوم آبان 1388ساعت 8:20  توسط مازیار ناظمی   | 

چخلصیم !

یکی از اشکالات کار ما ( گویندگان و گزارشگران و خبرنگاران ، شاید هم بیشتر اصحاب هنر ) این است که تا کمی تجربه پیدا میکنیم و شهرتی دست و پا میشود ، دیگر خدا را بنده نیستیم ! ... نمی دانم مشکل از کجاست ، به دفعات دیده ام فردی امده و روزهای اول در نهایت چخلصی ! ( ترکیب چاکریم و مخلصیم ... به قول مرحوم ارحام صدر ) کارآموزی میکند و سال بعد مثل همین موقع معتقد است شما چیزی سرتان نمی شود ؟! ... البته ظریفی میگفت اکنون برخی گویندگان و گزارشگران به مدد پرهای سیمرغی که در اختیار دارند همان یکسال هم زحمت کار آموزی را به خود نمی دهند و از همان ابتدا همه را قبول ندارند !

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:21  توسط مازیار ناظمی   | 

تغییرات مثبت خبر شبکه یک سیما

نمی دونم این شبها ، خبر شبکه یک سیما را نگاه میکنید یا نه ؟ تغییرات مهم و اساسی در دکور و فضا سازی و شکل استودیو خبر بوجود آمده و این مهم، یک پروژه دقیق و اصولی بوده که همکاران من در طی این دو ، سه سال اخیر روی آن کار کرده اند و اکنون در مرحله بهره برداری است . اگر بخواهیم تغییرات خبر شبکه یک را در دو بخش شکلی و محتوایی نگاه کنیم در بخش نخست مانند بیشتر شبکه های مهم خبری جهان ، جذابیتهای بصری و افزایش قابلیتهای استودیو برای ارائه کاملتر خبر ، رعایت شده است. من به سایر مسایل فنی ان نمی پردازم ولی در بخش گویندگی خبر ، جالبه بدونید تعداد و چینش گویندگان خبر بر اساس همان نظریه معروف برجسته سازی ( Agenda setting  ) است به نظرم در بخش خبری 21 چینش خبرها از آن مدل سنتی همیشگی خود که بر اساس مدل داخلی ، خارجی ، داخلی  و  ورزشی  بود ( در این مدل ، اغلب  خبرها در خبر داخلی، دارای ارزش خبری مجاورت و شهرت مثبت و در بخش خبر خارجی،  شهرت منفی و برخورد است ) و اغلب هم با دو یا سه گوینده پخش میشد خارج شده و کم کم به سوی مدل چینش اخبار بر اساس همه ارزشهای خبری دارد حرکت میکند، در این شیوه، چینش اخبار بر اساس تمامی ارزشهای خبری و ترکیبی داخلی و خارجی و ورزشی است که معمولا یک گوینده ( به جز بخش ورزشی ) اجرای آن را بر عهده دارد  البته در توضیح نقش گوینده در این شکل کار ، بایستی بگویم ، معمولا شبکه های بزرگ دنیا که این شیوه را دنبال میکنند به گوینده مسئولیتی فراتر از یک خبرخوان و غلط گیر متن نهایی میدهند و تلاش میکنند در نزد مخاطبان ، گوینده فردی نابغه ! به نظر آید.نکته ای که ما هنوز تا رسیدن به آن فاصله داریم .... بخش محتوایی هم بحث مفصلی را طلب میکند فقط به عنوان پیش در آمد عرض میکنم ، نیاز جدی ما ، توجه به ژورنالیسم توسعه( Development Journalism ) است یعنی شاخص بودن تشریح و تحقیق در خبر ، این موضوع با ژورنالیسم ارشادی ( Guided Journalism  ) تفاوت دارد......بهرحال حرکت ارزشمندی است ، همکاران محترم ، خسته نباشید 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1388ساعت 7:28  توسط مازیار ناظمی  

ورزش نهاد مالي هم هست

آرزوی من اين بوده و هست ! براي يکبار هم که شده يکي از اين مديران ورزشي بياييد در همين صدا و سيما و در يکی از برنامه هاي ورزشی اعلام کند، هدف من از حضور در اين باشگاه و يا اين مجموعه ، کسب 30  درصد سود مالی است ! ( با توجه به تورم 25 درصدی که بانک مرکزی اعلام کرده ،‌ 5 درصد می ماند که بد نيست) ...اما اين اتفاق کمتر افتاده و فعالیت مدیران ورزشی ما بيشتر مبتنی بر يک مديريت احساسی و تبليغاتی بوده است ، نکته ای که مورد انتقاد جدی رئیس جدید ورزش هم قرار گرفت و از روسای فدراسیونها خواست به جای حضور دائمی در رسانه ها ، بیشتر کار کنند.از طرفی خبر مسرت بخش ترزيق يک تا دو هزار ميليارد تومان به بخش ورزش در برنامه پنجم توسعه کشور ،‌ از طريق يك درصد از كل بودجه جاري و عمراني كليه دستگاه هاي كشور ،‌ هم به نظرم تا زماني که به ورزش به عنوان يک کسب و کار نگاه نشود کمک زيادي به رشد ورزش ما نخواهد کرد ،  کسب و کار هم زماني شکل ميگيرد که مديران ورزش ايران تصميم بگيرند سهم بخش خصوصي (‌ که نظارت دولت بر آن حاکم هست و قواعد روشن دارد )‌ را جدي ديده و از حجم تشکيلاتي خود بکاهند.به نظرم اين بودجه عظيمي که از محل یک درصد حاصل ميشود بهتر است برود در جايي مثل ورزش مدارس و دانشگاهها و حتی ورزش روستايی هزينه شود .... ورزش یک نهاد مالی هم است و مجموعه مدیریتی ورزش ما نیاز دارد به افرادی که با قواعد مدیریت مالی آشنا باشند

+ نوشته شده در  هفدهم مهر 1388ساعت 7:10  توسط مازیار ناظمی   | 

رسانه سالاری ورزشی

شاید کمتر بدانید که ایران در مقام تعدد مطبوعات یومیه ورزشی در دنیا اگر مقام نخست را نداشته باشد ، حداقل جزو پنج کشور نخست ! جهان در زمینه دادن مجوز به انتشار مطبوعات ورزشی است، جالبه که بازهم بدانید کشورهایی پیشرویی در ورزش مثل آلمان ، فرانسه و ایتالیا ، تعداد نشریات روزانه ورزشی آنها گاهی به پنج تا هم نمی رسد ، البته حالا که در مقام مقایسه هستیم باید بگوییم مهمترین تفاوت نشریات ورزشی ما با آنها در سطح و عمق است ، یعنی ما هرچه در سطح گسترده ایم ( تعدد نشریه ) آنها در عمق گسترش داده اند ( تیراژ ) مثلا روزنامه گازتا دلا اسپورت  ( و اینجا ) با یک میلیون تیراژ روزانه ، مخاطبان زیادی را در سراسر جهان پوشش مید هد . در حالیکه تیراژ روزنامه های ورزشی ما ( بعد جهانی آن بماند ) در بهترین حالت ان به 30 یا 40 هزار نسخه در روز هم نمی رسد. شاید ذکر این نکته هم ضروری باشد که کشورهای غربی عمدتا ، اگر در تعدد انتشار روزنامه های یومیه ورزشی در مقام پایین تری قرار میگیرند، ولی در قسمت تولید و نشر مجلات تخصصی در رشته های مختلف ورزشی بسیار بسیار جلوتر از ما هستند ....تمام این مسایل را گفتم تا به دلیل اصلی تعدد نشریات ورزشی در  سپهر اطلاع رسانی ورزش ایران برسم، معضلی بنام رسانه سالاری ورزشی ... هرچند رسانه ها ( به معنای عام ) رکن چهارم دموکراسی ( حکومت مردم ) هستند ولی در بسیاری از موارد می توانند اسباب تضعیف این بخش را فراهم کنند تا جایی که به جای خدمت به جامعه ، نوعی حکومت در سایه تشکیل بدهند و نظامی را بر تصمیم گیران تحمیل کنند که با منفعل کردن آنها ، مدیران افرادی  شوند که صرفا به دستورات و جریان سازیهای رسانه ها گردن می گذارند. رواج این شیوه به زعم من، حقوق شهروندان را ضایع میکند و فرصت طرح دیدگاههایشان را از آنها می گیرد ... تصورم بر این است که در ورزش ایران هم اکنون بخشی از مطبوعات ورزشی ، صدای برتر و قدرتمند جامعه شده اند و در حقیقت نوعی الیگارشی ( تصمیم گیری یک گروه با نفوذ ) رسانه ای بر اساس منافع سودانگارانه ، حاکمیت پیدا کرده است .... این وضع صرفا متعلق به امروز نیست، از حدود اوایل دهه هفتاد شمسی ، در برهه های مختلف ، تاثیر مطبوعات ورزشی را نه در مقام چشمان ناظر افکار عمومی بلکه در نقشی زیر پوستی تر، به عنوان عاملی برای جلوگیری از انتشار حقایق و مسدود کردن  فضا برای گفت و گوی های استدلالی و خلاق  شاهد بودیم .این وضع به قدری روشن است که با یک بررسی ساده از آرشیو برخی نشریات ورزشی می توان به موارد مهمی از تاثیر برخی مطبوعات ورزشی در شکل بندی اذهان ورزش دوستان در مقاطع زمانی مختلف و تعیین چار چوب های تصمیم گیری مورد نظرشان برای مسئولان و مدیران ورزش ایران در طول سالهای گذشته رسید .... امید که در دور جدید حضور مدیران ورزشی منشا این رسانه سالاری ورزشی شناخته و تصمیمات مسئولان بر اساس تدبیر و نیاز ورزش گرفته شود تا تاثیرپذیری از جریان سازیهای برخی رسانه های ورزشی

+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1388ساعت 16:42  توسط مازیار ناظمی   | 

داور دقت کن !

امیدوارم نصیب داور ایرانی امروز دربی تهران ، همین جمله کاملا فرهنگی باشد ، البته فوتبال ما در این سالها رشد زیادی داشته است به قول بهرام شفیع ، از شیر سماور رسیدیم به اگزوز خاور ! ، این یعنی وارد شدن تکنولوژی به ورزش و البته فوتبال ، خیلی دوست دارم شما تعدادی از شعارهای ورزشگاهی را در اینجا کامنت می گذاشتید ... به امید یک بازی خوب و جوانمردانه

+ نوشته شده در  دهم مهر 1388ساعت 13:57  توسط مازیار ناظمی   | 

مسعود

سال 64 در بحبوحه دفاع مقدس ، دبیرستان را در کرمان آغاز کردم ، اون روزها حال و هوای خاص خودش را داشت ، یادمه معلم جبری داشتیم که در کنار تدریس جبر و مثلثات ، وظایف دیگری هم داشت ، مثلا تا می دید شلوار لی پوشیدی ، می آمد سر صف و جلوی همه صدات میزد و ضمن تقبیح این موضوع ، چند تا از شلوارهایی که از کمیته امداد برای بچه های کم بضاعت آورده بودند تقدیمت میکرد تا با شلوار کذا عوض کنی ! نام ایشان را آقای "ش" می گذارم ( یعنی بود ) ....ناظم با حالی هم داشتیم – آقای میم – ایشان هم برای اینکه کنترل مناسبی روی بچه ها داشته باشند با یک هیلمن سفید ، صبح و ظهر سر چهارراه ها و خیابانهای منتهی به دبیرستان ، حواسش به دانش آموزان بود که خدای نکرده ، شیطنتی نکنند ! حافظه این آدم عجیب بود ، بیشتر بچه های دبیرستان را با اسم می شناخت و آمار رفت و آمد شان را داشت ، بهترین تفریح ما توی اون روزگار ورزش بود، تیم فوتبال حسابی و کری با بچه های سالهای بالاتر ، یه دروازه بان داشتیم بنام مسعود ، خونه شون نزدیک دبیرستان بود ، سر به زیر و کم حرف و با دوستان محدود ، تنها پسر خانواده و درسخون تا دلت بخواد ، بزرگترین شوخی او با بچه ها، کلمه کاپیتان بود که بیشتر ما از شخصیت درسو اوزالا ( اینجا ) در فیلمی که چندباری از شبکه یک عصر جمعه پخش شده بود، یاد گرفته بودیم ، کرمان خیلی برف سنگین نمیاد ، یک دفعه هم که اومد ، مسعود با این چکمه لاستیکی های مشکی و بلند کفش ملی اومده بود دبیرستان ، با بچه ها دستی براش گرفتیم که بیا و ببین ، کلامی به متلک های ما جواب نداد ، چقدر این بچه مرد بود، هنوز بعد از سالها شرمنده او هستم .... برگردم به آقای "ش" معلم عزیز جبرمان ، دست بر قضا ایشان همان سال مدیر دبیر ستان شد ! و عذر بنده را به علت همان شلوار لی خواست و ما رفتیم ....سالها گذشت ، برگشتم کرمان و سراغ دبیرستان قدیمی، توی کوچه های اطراف اون راه رفتم و راه رفتم ، سر یکی از کوچه های نزدیک دبیر ستان ایستادم ، نامش خیلی برایم آشنا بود ، شهید مسعود کریمی مجد ... یاد همه سربازان شجاع این مرز و بوم گرامی باد

پ. ن : دنیای ما چقدر کوچیک شده فکر نمیکردم نوشتن این خاطره من را به یک همکلاسی قدیمی که اینک افتخار جانبازی دارد برساند ... علیرضای 15  ساله از بچه های همان دبیر ستان بود که اینک به علت قطع نخاع در شلمچه کربلای پنج 1365 جسمش اسیر ویلچر است، امروز با بغض و اندوه فراوان تک تک پستهای علیرضا را خواندم ... بیایید برای لحظاتی میهمان این رزمنده فداکار باشیم .و این بیت شعر قشنگ را هم از وبلاگ این هم دبیرستانی قدیمی انتخاب کرده ام

در تنور عاشقی سردی مكن ؛ در مقام عشق نامردی مكن

                                              

+ نوشته شده در  دوم مهر 1388ساعت 17:41  توسط مازیار ناظمی   | 

شرکای جدید ورزش ایران

در ورزش ایران گروههای متعدد و صاحب نفوذی وجود دارند و در طول سی سال اخیر در دولتهای گوناگون هر کدام از این گرو هها برای مدتی زمام امور ورزش را درست گرفتند . در واقع ورزش ایران بیش از آنکه متکی صرف به تصمیمات رئیس سازمان ورزش باشد از این گروهها تاثیر گرفته است ، در فرصتی دیگر، البته در قالب یک برنامه رسانه ای به نقش و تاثیر جریانات موثر در ورزش ایران خواهم پرداخت ، منتها در این زمان معتقدم با ورود آقای سعیدلو به سازمان تربیت بدنی ایران ، جریان جدیدی به مجموعه مدیریتی ورزش ایران معرفی شده است، جریانی که به زعم من نسبت به گذشتگان فنی تر و حداقل ورزشی ترند ! ، مجموعه ای که علاوه بر برخورداری از قدرت جناح سیاسی ، توان علمی مدیریت ورزش را هم دارند ، حال باید منتظر ماند و دید پدر خوانده های ورزش ایران با شرکای جدید چگونه کنار می آیند و احتمالا چه کسانی از هرم مدیریتی ورزش ایران ، توفیق بازنشستگی اجباری را پیدا میکنند!

+ نوشته شده در  دوم مهر 1388ساعت 17:27  توسط مازیار ناظمی   | 

جسارت مثال زدنی فردوسی پور در 90

نخستین برنامه نود بعد از ماهها خبرساز شدن ، چندان خیره کننده نبود . دکور تقریبا جدید ، میهمان ، کارشناس ، مسابقه پیامک ، چند وله و پخش مسابقات لیگ برتر به همراه گزارشهای میدانی ، همه سرمایه برنامه نود در نخستین برنامه سری جدیدش بود که دوشنبه شب روی آنتن رفت . اگر بخواهیم در دو بخش فرم و محتوا نگاه کنیم ، در فرم تقریبا همان قصه تکراری سال قبل بود، هر چند عادل وعده به آینده و تغییرات مهم می داد ولی در واقع اتفاق در خور توجهی نیفتاده بود و آنچه از همه بیشتر توی ذوق میزد نا هماهنگی عوامل در استودیو 11 بود . مثلا در ارتباط تلفنی میهمانان ، اولی ( جاسمیان) که طی فرایند مشکوکی ( به زعم مجری ) روی خط نیامد ولی ارتباط دومی ( اقای بهزادی ) روی خط بود و صدای ایشان را بیننده شنید منتها مجری در استودیو نشنید ! ظاهرا سونوی ( صدا رسانی ) استودیو آماده نبوده و یا احتمال خطای صدابردار وجود دارد چون در چند مورد هم صدابردار خط میکروفون میهمانان ( بخصوص انصاریفر مدیر عامل سرخها ) را اشتباه و دیر باز کرد ، نکته مهم دیگر ارتباط مجری با اتاق فرمان است ، در سازمان که الی ماشاالله گوشی داریم حتما باید عادل از انها استفاده کند ( به رغم انتقاد اقای مایلی کهن که معتقد بود شما را از بیرون کنترل میکنند ؟! ) چرا که استفاده از گوشی یکی از ابزارهای اجراست و در برنامه نود دوشنبه شب بارها عادل به بیرون دوربین نگاه میکرد و صدای عوامل که به سوالات او جواب می دادند از دور شنیده میشد ! ، پیدا شدن آچار در پشت سر کریم باقری در  وسط برنامه را هم به حساب نخستین برنامه نود بگذارید، هر چند مدیر صحنه ظاهرا دقت لازم را نداشته است ، اما در بخش محتوا مهمترین ایرادی که میشود گرفت نداشتن اعتدال است ، نکته ای که به دفعات مدیر عامل پرسپولیس، میهمان برنامه ، به آن اشاره کرد ، مثلا در هشت دقیقه ابتدای برنامه که عادل گذر و نظری بر وقایع چهار ماه اخیر فوتبال ایران داشت و به نوعی سرمقاله برنامه نود محسوب میشد ، آنچه که از قلم طناز فردوسی پور گذشت آنقدر مستقیم و یکسویه بود که فرصتی برای قضاوت خود بیننده باقی نمیگذاشت ، گفته میشود در کار رسانه، خاکستری عمل کنید نه سیاه سیاه و نه سفید  سفید ، البته جمله "علی‌ آبادی رفت تا سایه او‌ دیگر بر فوتبال نباشد، هرچند وزارت نیرو هم به او‌ نرسید" را باید به حساب جسارت فردوسی پور گذاشت، نکته ای که در بسیاری از برنامه های سرقفلی دار ! ورزش سیما نمی بینید ....بهرحال نود یکی از سرمایه های خوب صدا و سیماست که حاصل تلاش فراوان فردوسی پور و سرمایه گذاری منطقی شبکه سه در طی یازده سال اخیر است، منتها برای اینکه رونق گذشته را داشته باشد نیازمند طرحهای نوتر است تا همچنان در میان مخاطبان فراوان فوتبال ایران حرفش خریدار داشته باشد.

پ.ن : تیتر من: نود این هفته خالی بود .... یک بیننده خوش ذوق ، تیتر " جسارت مثال زدنی فردوسی پور در 90 " را نوشته ! دیدم قشنگتر و با معناتره  !  تاییدش کردم

عادل انتقاد از خود را از ياد نبرد

مديرعامل سپاهان هم از غافله انتقاد از فردوسي‌پور عقب نماند

+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:51  توسط مازیار ناظمی   | 

بالاخره اومد ...

سلام ، اول نماز - روزه قبول و عیدتان مبارک و بعدهم خدا به من یک خواهر خوب و به بابا و مامان یک فرزند دیگه داد . البته الان همه توجهشون به یاسمنه ولی خوب منهم هنوز طرفدار دارم .... بابا میگه خوبه یک نویسنده دیگه به این وبلاگ اضافه بشه تا یاسمن یک روزه، جوانترین وبلاگنویس دنیا باشه .... خیلی خوشحالم، توی این شلوغی هدیه آوردن ، یک اسکیت مشتی هم به ما رسید .... راستی چهارشنبه دوباره مدرسه است ، دوباره ... ول کن بابا حال روز های اخر تعطیلات مدرسه رو ببر

                                تهران - تابستان 88

پ.ن : گم شدن پس ورد امیر علی کار دست ما داد ! ما ( مازیار )  دیگه وقت مردنمونه ! ( به ضم واو ) خواهرمون کجا بود

+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14:9  توسط مازیار ناظمی   | 

روزی ، روزگاری رادیو

داشتم توی عکسهای قدیمی نگاه می کردم ، رسیدم به این عکس ، حدود بیست سال پیش و در دوران طلایی رادیو ! ، همانطور که می بینید در یکی از خیابانهای کرمان، استودیو واحد سیار ایستاده و مشغول تهیه گزارش برای برنامه بامدادی کرمان بودم ، جمعیت مشتاق هم گرداگرد ما ! ، جالبه عکس العمل ها هر کدام به روشی بر کار رسانه نظارت میکردند ... یادش بخیر

                  کرمان - 1369- برنامه رادیویی سلام با مداد

   

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:44  توسط مازیار ناظمی   | 

شب قدر

در این شبها همدیگر را از دعای خیر فراموش نکنیم ....قلبی آرام ، ضمیری روشن و دلی پرگذشت.
+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1388ساعت 20:44  توسط مازیار ناظمی   | 

هکر خبر اخراج نکونام شناسایی شد

گروه ویژه ضد سایبر تروریسم پلیس اسپانیا وارد عمل شده و تعدادی از مظنونان خبر اخراج نکونام و شجاعی بازیکنان ایرانی باشگاه اوساسونای اسپانیا را شناسایی کرده است.دیشب در این مورد با جواد صحیت کردم، ظاهرا پلیس با استفاده از زمان هک شدن سایت و IP ، مهاجمان سایبری را شناسایی کرده و تعدادی از مظنونان تحت نظر پلیس قرار گرفته اند....نکونام بچه با صفایی است جالبه میگفت ما در اینجا زندگی ساده ای داریم مثل ایران و همه در این منطقه به ما احترام می گذارند.

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:33  توسط مازیار ناظمی   | 

دايي ساكت است ، چون حرفي ندارد

بگذاريد كماكان ساكت بماند و همه از اين سكوت لذت ببريم، گل امروز نوشت :هنوز فراموش نكرده‌ايم كه ايستادن تيم‌ملي روي سكوي ماقبل آخر گروهش در مقدماتي جام‌جهاني، محصول عملكرد ضعيف علي دايي بود. هنوز از ياد نبرده‌ايم كه چگونه همين مرد بلندپرواز علي كريمي را از چرخه خدمت‌رساني به فوتبال ملي ايران محروم كرد و باد را به پرچم عرب‌ها انداخت. زبان به سخن بگشايد كه چه بگويد؟ غير از اين است كه شكستن سكوت دايي و نبش قبر كردنش در مورد گذشته، موج ديگري از تخريب‌ها و تهديدها و فرافكني‌ها را به دنبال خواهد داشت؟ در فوتبالي كه كسي عادت به صراحت لهجه و رك‌گويي در آن ندارد، از سرگيري مصاحبه‌هاي مردي مثل علي دايي نيز جز بر ابهامات پيشين نخواهد افزود اینجا

+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1388ساعت 15:14  توسط مازیار ناظمی   | 

خبرنویسی برای ورزش

چند وقت پیش کتاب ارزشمندی با عنوان News writing & Reporting  اثر آقای دکتر Bruced.Itule  استاد درس روزنامه نگاری دانشگاه آریزونا بدستم رسید، بخشی از این کتاب آموزشی، اختصاص داشت به نوشتن برای ورزش تحت عنوان چک لیست خبرنویسی ورزشی که نکات بدی ندارد. فرض کنید قرار است خبر مسابقه بین دو تیم الف و ب را بنویسید لازم است :

·        تیمها وامتیازات آنها را بشناسید و بدانید

·        نحوه برگزاری آن تورنمنت و شرایط و قوانین ان را مطلع باشید

·        مکان و زمان بازی

·        اهمیت تاریخی ! و حساسیت بازی  

·        اعلام دقایق حساس و تاثیر گذار بازی و شرح جزییات ان

·        معرفی ستارگان بازی و اشاره به پیشنه ورزشی مربوط انها 

·        اطلاعات آماری بازی ( خطا ، شوت ، درصد مالکیت  و... )

·        نقل قول مستقیم از بازیکنان و مربیان ( قبل و بعد مسابقه )

·        شرایط جوی و اوضاع هوا و تاثیر آن روی بازی

·        استفاده از پیشنه خبری هر دو تیم  ( نتایج قبلی و برخی خبرهای مرتبط )

·        اشاره به نتایج جدیدتر که تازگی بیشتری برای مخاطبان دارد

·        نتیجه نهایی مسابقه و اشاره به رکوردهای بازی

·        بررسی جدول رده بندی

·        بازیهای بعدی دو تیم 

+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1388ساعت 13:25  توسط مازیار ناظمی   | 

قرمز و آبي طرح پيشنهادي انگليسي‌ها به ساواك بود!

كارشناس فوتبال ايران در تحليل ناهنجاري‌هاي فرهنگي اجتماعي در فوتبال ايران تاكيد دارد كه طرح ايجاد قرمز و آبي پيشنهادي بوده كه 40 سال پيش از سوي انگليسي‌ها به ساواك داده شده و آنها نيز براي سرگرم‌ كردن مردم با اجراي اين طرح در فوتبال ايران موافقت كرده‌اند.
مجید جلالی می گوید : طرح ايجاد دو تيم قرمز و آبي در فوتبال ايران در زمان گذشته از سوي انگليسي‌ها به ساواك پيشنهاد شد كه ايران هم پذيرفت؛ آنها گفته بودند ما هم براي رسيدن به اهداف سياسي و در نهايت سرگرمي مردم، در هر شهري از انگليس يك آبي و قرمز تشكيل داديم. شايد اين طرح در چهل سال گذشته با هدف ايجاد سرگرمي براي مردم، طرح خوبي بوده و اكنون هم بد نباشد، اما در حال حاضر با بالا رفتن سطح سواد عمومي و پيشرفت زندگي، ديگر نبايد صرفا همان هدف را دنبال كند چرا كه ديگر به تنهايي پاسخگوي نيازهاي جامعه نيست.اكنون كه جهان به سمت جلو حركت مي‌كند، هم‌زمان قواعد زندگي مردم نيز پيشرفت كرده و در كنار بحث سرگرمي، بايد به فكر ارتقاي فرهنگي جامعه هم باشيم. مطمئنا از توجه به ديگر توانايي‌هاي فوتبال و ارتقاي سطح فرهنگي اجتماعي اين ورزش، جامعه سود خواهد كرد.اینجا

+ نوشته شده در  چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:49  توسط مازیار ناظمی   | 

مطالب قدیمی‌تر