حتما می دانید که برای بازیهای بزرگی مانند جام جهانی و المپیکها بایستی سازمان برگزار کننده ای دی کارتها (ID) را در اختیار خبرنگاران قراردهد تا از آن طریق امکان بهره گیری بهتر از تجهیزات و امکانات رسانه ای فراهم شود .در کاروان اعزامی هم وضع به همین شکل بود ولی با چند اما و اگر ، مثلا توزیع ای دی کارتها با فدراسیون بود و این شائبه بوجود می آمد که در اختصاص دادن آنها نظر و تاکیدهایی وجود دارد ( معتقدم انجمن صنفی ورزش نویسان در این زمینه خیلی فعال نبود و یا به بازی گرفته نشد ) کما اینکه بعضی از خبرنگاران با وجود داشتن ای دی مسابقات مشخص نبود در کدام رسانه در حال حاضر حضور دارند !! نکته دیگر اینکه در بحث خبرگیری و خبررسانی امروزه دانستن زبان دوم ( حداقل انگلیسی ) به عنوان یک شرط لازم بیان می شود به جرات می توانم بگویم حدود 70 درصد گروه اعزامی در این زمینه مشکل داشتند و طبعا نمی توانستند از تسهیلات میزبان بازیها به خوبی بهره بگیرند و گاهی این موضوع اسباب خجالت رسانه ای هم می شد . مثلا خبرنگار یا عکاس مجبور بود برای رساندن پیام خود به حرکات عجیب و غریبی روی آورد ! مسابقات جام جهانی فوتبال امروز فقط از بعد ورزش دارای اهمیت نیست فوتبال از ابعاد اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی دارای آموزه ها و اطلاعات مختلفی است که خبرنگاران ایرانی بیشتر توجهشان معطوف جنبه ورزشی آن بود و بس .یکی دیگر از اشکالات گروه خبری ایران بین المللی نبودن رسانه های ایران است . وقتی در سطح جهانی رسانه شما مانند سی سی ان و بی بی سی و یا تایمز و ... شناخته نیست طبیعتا نباید انتظار ویژه ای از میزبانان داشته باشیم این نکته را به خوبی در بازی ایران با پرتغال و حتی دیدار با آنگولا مشاهده کردم در جایگاه خبرنگاران بالاترین نقطه را به خبرنگاران ایرانی اختصاص دادند ( که دیدن بازی کمی مشکل بود ) و در پایان بازی هم از کارتهای پرس کنفراس برای صحبت با مربیان تیمهای یا قسمت میکس زون ( برای گفتگوی با بازیکنان ) به تعداد نصف خبرنگاران ایرانی هم خبری نبود در حالیکه رویترز و دیگران در جایگاههای بهتری بودند که البته از این بابت نمی توان زیاد ایرادی به خبرنگاران ایرانی فعلا گرفت . برای اینکه بتوان کار خبری کرد باید تا می توانیم وامدار کسی نباشیم تا بدون رودبایستی به عنوان نماینده مردم وظیفه مان را انجام دهیم ، من در بین خبرنگاران ایرانی برخی از دوستان را می دیدم که به عنوان مدیر برنامه یا مشاور صمیمی فلان ستاره فوتبال فعالیت می کردند و این عامل به عنوان یک پارازیت جدی در جریان ارتباط با مخاطب محسوب میشود و به مفاهیم اساسی خبر نویسی ( صحت ، روشنی و جامعیت ) لطمه جدی می زند. اشاره کردم به مبانی خبر نویسی و علم ارتباطات ، قبول کنیم در روزگار ما در رخداد مهم جهانی مانند جام جهانی ، وسائل ارتباط جمعی میدان داری می کنند وکار کردن با وسائل نوین ارتباطی نیاز به آگاهی علمی دارد .بیشتر خبرنگاران ورزشی و حتی عکاسان ما فقط بصورت تجربی با این حرفه آشنا هستند هر چند معتقدم تنها دانستن مبانی آکادمیک و دانشگاهی دردی را دوا نمی کند ولی بهر صورت ما در عصر انفجار اطلاعات و بکار گیری تکنولوژیهای نوین ارتباطی بسر می بریم که از آن به عنوان فراارتباطات یاد می کنند بنابراین دانستن حداقل مبانی خبرنویسی و آشنائی با فضای روز رسانه ای جهان از واجبات یک خبرنگار در تقابل رسانه ای امروز جهان به شمار می رود من حتی از این فرصت استفاده می کنم و پیشنهاد می کنم برای ارتقا سطح خبرنگاری ورزشی در ایران در دانشگاه جامع علمی – کاربردی یا دانشگاه آزاد رشته تخصصی مرتبط راه اندازی شود و در کنار استادان علوم ارتباطات از تجربه وسیع استادان این رشته هم بهره گیری شود .مطلبم را جمع کنم و نتیجه بگیرم جام جهانی فقط تقابل تیمهای فوتبال نیست بلکه باید به آن عنوان پدیده ای که منطق خود را بر رسانه ها تحمیل می کند و به اصطلاح آن را در اختیار می گیرد ، نگاه کرد.ما ( خبرنگاران ) چشمها و گوشهای مردم ( مخاطبان ) هستیم بنابراین همانگونه از تیم ملی فوتبال انتظار بازی خوب و آبرومندانه در مقابل حریفان داریم و از کنار اشتباهات و غفلتهای آنان به سادگی نمی گذریم . در عرصه خبر و خبررسانی هم این انتظار از خبرنگاران اعزامی می رود که با آمادگیهای مطلوب خود ضمن اینکه آبرو و اعتباری برای رسانه های ایرانی هستند به وظیفه اصلی خود که آگاه مردم ورزشدوست و منتظر ! است به خوبی عمل نمایند . دوتا پیشنهاد هم در انتها دارم یکی فعالتر شدن انجمن نویسندگان و خبرنگاران ورزشی است بطوریکه از این حالت فرمایشی خارج شود و بمعنای یک صنف برای بهبود وضع خبرنگاری ورزشی ایران اقدام کند و دیگری وزارت ارشاد یا صدا سیماست که برای پذیرش خبرنگاران و عکاسان ورزشی به عوامل حرفه ای و تخصصی هم توجه کند و نظارت بر این بخش ر ابیشتر نماید .

