تبليغاتX
MAZIAR NAZEMI - اطلاعات و دانش خواسته مخاطبان از رسانه هاست

MAZIAR NAZEMI

خبری - ورزشی - آموزشی

من توصیه راحتی به شما دارم در علوم ارتباطات ، مخاطب سر به مهرترین پدیده ارتباطی است اگر شما به مخاطبان بتونید در سه حوزه مشخص سرویس بدهید من فکر کنم گام بسیار مهمی در ماندگاری آنها برداشته اید اولین حوزه اطلاع رسانی است یعنی مخاطب شما باید مطمئن بشه به شما ، رادیوی پیام یکی ار موفقترین رادیوهاست من همین الان در مسیری که با آژانس می آمدم رادیوی ماشین برروی رادیو پیام تنظیم شده بود و راننده لحظه به لحظه گزارش ترافیکی را از این رادیو دریافت می کرد و مسیر خودش را تنظیم می کرد این حاکی از اعتماد اون راننده به رادیوی پیام است که باید به آن سرویس بدهد . این اطلاع رسانی تو گام اول شما مخاطب را زمانی می تونید جذب کنید که تازه و تازه و تازه به او سرویس اطلاع رسانی بدید .گام دوم آیا او اطلاعات محض از شما می خواهد ؟ یا هر از گاهی شما باید اطلاعات را برایش تبدیل به دانش کنید یعنی مجموعه اطلاعاتی که به او دادید حالا باید معنا دار شود. مسابقه اول ایران با مکزیک برگزار شده است ما نیمه اول تا وسطهایی نیمه دوم هم خوب آمدیم جلو ، مسابقه دوم برگزار شده با ما گزارش را دادیم با پرتغال ، خوب آمدیم جلو نیمه دوم تا دقیقه 60 هم اوضاع خوبه ، احتمالا می شه در بازی سوم اعلام کرد ببینید ما در دوبازی تا دقیقه 60 خوب آمدیم امیدواریم در بازی سوم از دقیقه 60 رد بشیم این دانشه دیگه یعنی شما دو تا داده ( اطلاعات ) جداگانه دادید ، حالا دو تا داده را دارید براش جمع بندی می کنید و صورت دانش بهش می دید ، دانش دادن به مخاطب هم از قلابهایی که ماهی به اسم مخاطب را نگه می دارد ،ما وظیفه مان صرفا اطلاع دادن نیست وظیفه مان تبدیل اطلاعات به دانش هم هست توصیه سوم من به شما اینه که دانش شما اگر خودش را درقالب خرد نهادینه نکنه باز مخاطب ممکنه از شما فاصله بگیره یعنی در واقع این دانش به چه کار او می خواهد بیاید این هم رسانه باید به او کمک کنه ، مثلا به او بگوییم اگر یک مسابقه فوتبال 90 دقیقه ای را می بینی آن را می توانی به 6 تا 15 دقیقه تقسیم کنی که بر هرکدام از اینها یک منطقی حاکم است مثلا در جریان همین جام جهانی فوتبال می گفتند برای تیم آلمان 15 آخر بازی بسیار طوفانی است چرا که آلمان تیمی است که اصولا دیر شروع می کنه و تا آخرین دقایق بازی می تونه نتیجه را عوض کنه بنابراین مربی حریف باید برای آن دقایق آخر هم فکر کنه ،این خرد اتفاق است که ما در واقع به مخاطبان خودمان حالا مبانی را به تدریج منتقل می کنیم و میگیم ما دوربینیم دیگه داریم روی اتفاقات حرکت می کنیم و قاضی شما هستید و می تونی قضاوت کنید و بنابراین وقتی چنین رفتاری داشته باشیم از القاگری هم می پرهیزیم شما می بینید یک مفسر شروع به اظهار نظرهای شخصی می کنه ، اظهار نظرهایی که بیشتر حسی است و مبتنی بر یک پیشینه ای الزاما نیست و این اشکال است ، ارتباط موثر همیشه بدو نصفت تراشی صورت میگیره بدون القا و دلالت سازیهای ضمنی صورت میگیره در واقع ما در چنین مواقعی وقتی خود داده ها را درست کنار هم قرار بدیم از توی آن دانش بیرون میاد واون وقتی که قراره به خرد تبدیل بشه ما مبانی را گفتیم و بهترین قاضیها مخاطبان هستند که دوباره به ما اتکا بکنند یا نکنند اگر آنها به ما آن نیاز را داشته باشند حتما به سراغ ما می آیند یک مثال هم بزنم به یک رئیس جمهوری گفته بودند که زبان کشور شما در دنیا خیلی محدوده ، چه جوری فکر می کنی که دیگران می آیند با شما ارتباط برقرار می کنند

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط مازیار ناظمی   | 

Technorati Profile