برای کسی که توی یه رسانه کار میکنه شناخت مخاطبش از نون شب واجبتره ! آگاهی از علایق ، سلایقه ، تمایلات ، شناخت جغرافیایی مخاطب و .... رمز موفقیت یک مجموعه رسانه ای است .در هر رسانه ای از آگهی چاپی توی خیابان تا ابر رسانه های جهانی مخاطب در پله اول است ( انشاااله که اینطور باشه !) سالها پیش توی کلاسها ی خبر نویسی (استاد بوالی ) همیشه تاکید بر این بود بعد از نگارش خبر یکبار دیگه آن را از دید مخاطب بخوان .... این عادت برای من یادگار مانده و بعد از تولید هر برنامه رادیویی یا تلویزیونی و یا حتی هنگام اجرای یک بخش خبری به مخاطبانم فکر میکنم به نیازهاشون و توقعاتی که از من ( رسانه )دارند. به لحاظ سن و سال ( در اواخر نسل دوم و اوایل نسل سوم بعد از انقلاب هستم ) فاصله زیادی تقریبا بین خودم و شرایط مخاطبان داخلی ( نه خارج از کشور ) حس نمیکنم ( هر چند استثنا هم وجود دارد ) چون منهم شرایط مشابه آنها را داشته ام ولی امروز دلمشغولی و به واقع نگرانی من نسل چهارم است(البته به جرات می گویم توقعات نسل اول تا سوم هم کاملا بر آورده نشده است ) یعنی بچه ها یی به سن پسرم امیر علی ( هفت ساله )، وقتی می بنیم توی این سن از من می خواهد برای او یک دفترچه حساب پس انداز بانکی باز کنم ! تا عیدیهای خود را در آن بریزد و بعدها که بزرگتر شد چه و چه بخرد وقتی از من می خواهد که یک کامپیوتر جدا و ویژه خودش داشته باشد و.... به فکر می روم آیا در آینده من همان کسی هستم که در رسانه پاسخگوی خواسته های به حق او خواهم بود ؟ یا این نسل چهارمی برای من ( رسانه ) جایگزین مناسبی پیدا می کند ؟
+ نوشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط مازیار ناظمی
|
