رسانه ، آزادی مسئولانه  

" رسانه ، آزادی مسئولانه " شعار امسال بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری هاست عبارت آزادی مسئولانه مفهومی وسیع و تقریبا مهجور در رسانه های ورزشی ماست رسانه ها حق دارند ازسازمانهای مختلف انتقاد کنند و آنها را به چالش بکشند اما خود نیز در برابر منافع و نیازهای جامعه مسئولند و باید پاسخگو باشند، چرا که با اشتباه آنها افکارعمومی نیزمرتکب خطا می‌شود. این مطلب را نظریه مسئولیت اجتماعی می‌گوید، نظریه ای که با پیش کشیدن این موضوع میان آزادی و مسئولیت رسانه ها پیوند برقرار کرده است. اگرمبانی این نظریه را قبول کنیم از نظرمن رسانه های ورزشی در این حوزه مشکلات جدی دارند که ناشی از چند عامل است . اول آموزش حرفه ای و کاربردی است وارد شدن به عرصه رسانه های ورزشی ظاهرا بیش از سایر زمینه های موضوعی میسر تر است همین فقدان آموزش رسمی و حرفه ای بنای سایر خطاها را می گذارد شاید ساده ترین آموزش برای تازه کارها این است که رسانه چیست و قرار است در مقابل مخاطبان چه بکند آیا رسانه دوست دولت است یا دشمن ان مسئولیت حرفه ای یعنی چی ؟

دوم گسترش بی حد و خارج از نیاز  رسانه های ورزشی به مفهوم عام است از برنامه های متعدد رادیو و تلویزیون تا خبرگزاری و روزنامه و پایگاه خبری که همه و همه از ورزش وبیشتر از فوتبال می نویسند. به ویژه در یک دهه گذشته، شاهد رشد بسیار چشم گیر کمی رسانه های ورزشی در ایران بوده ایم اما با کمال تأسف هنوز این رسانه ها از نظر کیفی دارای مشکلات و نارسایی هایی می باشند. تولید خبر در این همه رسانه با مشکلات جدی منبع و اعتبار روبروست و بخصوص شایعات به راحتی در رسانه های ورزشی ایران مطرح می شوند و بعد هم می شود خبر روز و کم کم مطالبه از مسئولان و ... البته تکنولوژی جدید کامپیوتر و اینترنت از عوامل مؤثر در رشد رسانه های ورزشی است روند چاپ نشریات بسیار آسان شده، با تکنولوژی جدید همانند کامپیوترطراحی آسان شده و انتقال اطلاعات نیز با وجود اینترنت ساده شده است

سوم نداشتن استقلال مالی است هزینه های زیاد بویژه در نشریات کاغذی تمایل رسانه های را به منابع مالی قدرتمند افزایش می دهد همین وابستگی به مرور رکن چهارم دموکراسی را صدمه می زند و خواسته و ناخواسته به سمت اهداف صاحبان قدرت پیش می روند

چهارم الگو گرفتن از سبک های غربی ، مثلا شیوه پاپاراتزی که در فرهنگ و آیین جامعه ایرانی کمتر پذیرفته می شود و ترویج رویکرد اسلامی – ایرانی نوعی مسئولیت پذیری اجتماعی در نزد رسانه های ورزشی ما می تواند باشد همکاران رسانه ای اگر به دنبال پاسخگو کردن دولت و سایر دستگاه های حاکمیتی هستند خود باید با رعایت حریم و حدود افراد و مدیران وارد شوند و خود را فراتر از چارچوب و الزامات حقوقی ندانند.

پنجم رسانه های ورزشی دارای تشکل های غیر دولتی محدودی هستند یکی دو انجمنی که فعالیت می کند مقبولیت و تاثیر لازم را ندارند تقویت و همراهی فعالان این بخش با نهادهای صنفی خود کمک زیادی به رشد مفاهیم حرفه ای در این بخش خواهد کرد

و در نهایت درست است که پاسخگویی مسئولان در گروی پرسشگری افکار عمومی به واسطه نمایندگان آن، یعنی رسانه ها است امّا این به معنای آن نیست که این پرسشگران، خود بی نیاز از پاسخگویی باشند و می توانند هر خلافی را مرتکب شوند یا با وجود ادّعای نمایندگی افکار عمومی، حقوق شهروندان و منافع ملی و حتی حریم افراد و مسئولان را نادیده بگیرند.رسانه های ورزشی واقعا نیازمند آگاهی بیشتر از مفهوم مسئولیت اجتماعی و آزادی مسئولانه در این بخش هستند

بازیهای آسیایی و رسانه های ایرانی

با یکی از اساتید ارتباطات در مورد رسانه های ورزشی و کارکرد آنها بحث می کردیم به جایی رسیدیم که گفت در ورزش  مشکل عمده این است که رسانه های ان بیشتر پوپولیستی هستند معمولا عمق ندارند و کار انها از نظر تحلیلی ضعیف است ! ... راستش من هم مثل برخی از شما همکاران رسانه ای برایم شنیدن این دیدگاه از یک فرد حرفه ای رسانه سخت بود ولی اگر کمی فکر کنیم این نقد تا حدودی هم وارد است

این موضوع در ذهن من بود و هست برای دو رویداد جام جهانی و بازیهای آسیایی تمام تلاش ما در حوزه رسانه ای وزارت ورزش و جوانان توجه به اتخاذ یک برنامه معلوم برای پوشش خبری بازیهای بود . پایه موضوع شعار دولت بود یعنی اول امید و آرامش بخشی در وهله دوم بالابردن نشاط اجتماعی از مسیر ورزش ، به نظرم در مقایسه با ادوار گذشته این تا حدود زیادی این اتفاق افتاد نشانه های بارز انهم در بازیهای آسیایی از بین رفتن حاشیه های مدیریتی ، تبلیغ و ترویج مناسب موفقیت های ورزشکاران ایران در نزد افکار عمومی به خصوص از جانب صدا وسیما ، همدلی و همراهی جامعه  رسانه ای اعم از خبرگزاری ، روزنامه و هفته نامه های حاضر در بازیها و در نهایت موفقیت نسبی رسانه ها در اقناع افکار عمومی نسبت به انچه در محیط تولید پیام یعنی بازیهای آسیایی رخ داد . مخاطب آنچه را که از عینک رسانه های ما در انجا دید و شنید و خواند پسندید یا حداقل گارد نگرفت و نشانه دم دستی ان هم تشکر مردم کوچه و خیابان از ما ادم های رسانه منتسب به ورزش بود .

اگر بخواهم یک تجربه فنی هم برای اطلاع شما بگویم باید از هم افزایی همکاران هم در انجا یاد کنم موهبتی که به مدد وایبر ! بهتر مهیا شد .ارتباطات موسعی بین خبرنگاران در سالن های مختلف برقرار بود و تعبیر من از آن پدید آمدن یک استخر بزرگ اطلاعات برای اعضای تحریریه مجازی بود که دیتا و اطلاعات در آن قرار گرفت و سپس هر بخش به فراخور نیازهایش از این اطلاعات استفاده کرد  

اما برای رد کردن نظریه ان استاد محترم که رسانه های ورزشی عمق ندارند باید مسیر دوم را شروع کرد یعنی تحلیل رویداد ، امروز جامعه نیاز به تحلیل دارد یعنی واکاوی ماجرا با استفاده ازهمان عناصر  چرایی و چگونگی ، این حوزه بدون تعارف در نزد رسانه های ورزشی به مفهوم عام ضعیف است . رسانه تنها یک ابزار است بدون ایدئولوژی ولی کاربری پر قدرت ایدئولوژیک دارد از تحلیل و نقد های پر محتوای همین رسانه ها مسئولان نیز از شما خواهند آموخت و مدیران آگاه تجارب خبرنگاران را می پسندند برای همین از تحلیل ها غافل نشوید جامعه مخاطب لایه های مختلف دارد

و کلام اخر اینکه تصور حرفه ای من این است رسانه نه دشمن دولت باشد و نه دوست آن ، بلكه رابطه‌ آنها صرفا رقابت وفادارانه و رفتار متعهدانه نسبت به قواعد بازي باشد قواعدي مبني بر اينكه روزنامه‌نگاران نمی توانند «غير اخلاقي» و «زير نفوذ» باشند و رسانه را ابزار سیاسی کنند و البته دولت‌ هم که به نيابت از آرائي كه از مردم گرفته‌ در اجرا محق است اما نباید توقع مدیریت یک طرفه اطلاعات را در رسانه ها داشته باشد

بهترین کمک رسانه ها به دولت این است که با نظارت دقیق و تحلیل مناسب ، مردم را در فضایی اخلاقی که رسانه ها فراهم می کنند از خدمات دولتی که برامده از آرا انهاست منصفانه آگاه کنند